به نام خدا
يكسال گذشت و بار ديگر ناقوس "ربناي " موذن در بامدادان و صداي دلنشين "بخوانيد مرا تا استجابت كنم شما را" جهان را در بر گرفت تا وجود مالامال از نياز بندگان براي محك توانستن و انجام ندادن محمل انس با معبود گردد.

فرصتي پيش آمد، يكبار ديگر باز هم خداوند بر بندگانش رحمت خويش را ارزاني داشت تا در ضيافتي ديگر بسياري از افراد قرب يابند و زنگار گناه را از دلها و جانهايشان بزدايند و بند بندگي را در وجود خويش به ريسمان محكم الهي اتصال دهند تا همچون قطرههايي فرومانده از دريا به دريا بپيوندند.
سلااااااااااااااااااااااااااااااام به عزیزان
عزیزتر از عزیزم
حالتون خوبه ؟
من دوباره اومدم تا مزاحمتون بشم . امیدوارم مزاحم خوبی براتون باشم ![]()
رمضان رو که بهتون تبریک گفتم . البته کللللللللللی تاخیر داشتم ولی میدونم شما به بزرگواری خودتون منو میبخشین
.
اول یه شرح حال از این چند وقت که نبودم براتون بگم تا بعدش ببینم چی به چیه .
من دقیقا بعد از ظهر تولد امام علی (روز پدر- روز مرد ) رو که بهتون تبریک هم میگم
یه سفر طولانی داشتم به طرف بندرعباس (لنگه ) و بیشتر از یک ماه اونجا تو اوج گرمای تابستون
موندم که بعضی از عزیزان خبر دارن (اونائیکه خبر دارن بیان آمار بدن تا کتک نخوردم
)
بعدشم که اومدم چند وقتی به کار برداشت محصولاتمون مشغول بودم که خییییییییلی حال داد
. آخه امسال اولین سالی بود که این کار رو میکردم . با اینکه زمین خودمون بود ولی ما سوسول بازی در میاوردیم نمیرفتیم کمک . وای خداااا ....... اون روزی که رفته بودی واسه چیدن گردوهامون .......وااااااااای![]()
بعدشم که به کار بنگاه مشغول شدم (البته داخل پرانتز ناگفته نمونه بابا که بازنشسته شده دیگه حوصله خونه نشستن و بیکاری رو نداشت واسه همین من و بابا یه بنگاه ملک زدیم ). خیییییلی ضد حال بود
. چون هم اوایل کار بود هم یه دورانی بود که بازار خرید و فروش افتضاحه بود .
حالا هم که ماه رمضون اومد و ما هم دیگه مشغول مغازه و دعا و قرآن و بیکاری و .....
این شد از شرح حال من تو این چند وقت . حالا منو بی خیال .
از شما چه خبررررررر
؟ما رو نمیبینین خوشحالین ؟ من از این به بعد بیشتر میاماااااا . شما هم اگه نیاین خودتون میدونین دیگه
. من آدم وراج و حرف مفت کشی هستم
. پس هوای خودتونو داشته باشین
.
منم دیگه زیاد حرف نمیزنم . میترسم سرتون درد بگیره . تو رو خدا
تو این ماه عزیز برام دعا کنین . دیگه فقط همین یه ماه ر و فرصت دارم . برام دعا کنین
منم براتون دعا میکنم .
خدانگهدار همتون ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط خدا بیامرز (معشوق تنها) در پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت 10:24 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

کاش بیایم برای بی پناها سایبون باشم
با دلای غم گرفته کمی مهربون باشیم
کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها در بشه
مرحمی بشیم که زخم آدما بهتر بشه
کاشکی شاخه ی درخت زندگی رو نشکنیم
گل سرخ و از تو شهر پاک باغچه نکنیم
کاشکی پاک کنیم تموم اشکایی جاریه
رنگ یاسایی کنیم که همیشه بهاریه
کاش با مهربونیمون غصه ها رو کم بکنیم
رشته های عشق و تا همیشه محکم بکنیم
کاش بشینیم پای صحبت اونا که بی کسن
اگه درد و دل کنن به آرزوشون میرسن
کاش تو عصری که همش سنگیه و آهنیه
بگیم از چیزایی که خوبه ولی رفتنیه
کاش هنوز دیر نشده قدر همو خوب بدونیم
نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم
کاشکی این یه جمله هیچ موقع زیادمون نره
آدمی چه بد باشه چه خوب باشه مسافره
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY