سلام به عزیزان و دوستان و همراهای همیشگی من حتی تو تنهائیهام ![]()
اگه غلط املایی دارم ببخشید . آخه تو کافی نتم . امروز اومدم که فقط بنویسم . ![]()
فقط اومدم حرف بزنم . غم و غصه ها رو هم میخوام بزارم کنار
. آخه بعد این همه مدت بخوام از غم و غصه بگم میترسم کتک بخورم
. خوووووووب حالتون چطوره ؟
به خدا دلم واستون یه ذررررررررره شده بود
. چند روزه که میخواستم بیام ولی فرصت نمیشد . هفته ی قبل دو تا از پسر عمو هام با هم عروسی داشتن منم از یکشنبه دوشنبه اونجا بودم . خوش گذشت اما تا دو ساعت مونده به آخرش. ![]()
این از هفته ی گذشته . کار آموزیمم هنوز تموم نشده .![]()
این قطعه ی ادبی رو هم به خاطر بارونهای پشت سر هم اینجا که کلافمون کرده . رحمته دیگه نمیشه کاریش کرد . >>>
وقتی باران می بارد با همین قلب عاشق ، بدون هیچ چتر و سرپناهی در زیر آن قدم میزنم.... وقتی باران می بارد یاد و خاطرات در کنار تو بودن در دلم زنده می شود.... باران را دوست دارم زیرا تو را در آن لحظه حس میکنم... عاشق بارانم ، زیرا عاشق قلب مهربان تو هستم... باران به لطافت دستان گرم تو است ... صدای نم نم باران مرا به یاد صدای مهربان تو می اندازد.... باران را دوست دارم ، زیرا آن لحظه که با هم در زیر باران قدم میزنیم لحظه های در کنار هم بودن رویایی می شود.... ![]()
![]()
از همتون ممنون که بهم سر زدید و منو تو این مدت تنها نزاشتین با اینکه من نبودم . ولی قول دادم که بهتون سر بزنم . به قولم هم وفا میکنم
. من آدمی نیستم که آبجی فرزانمو پیش دیگرون خراب کنم
. بهش قول دادم که سر میزنتم به شرطی که رضایت شما رو از نبودن من جلب کنه . ظاهرا خیلی خوب از پس این کار بر اومده
. از زینب که نمیدونم الآن در چه حاله ؟ وبلاگ جدید درست کرده و ما رو دیگه تحویل نمیگیره
. عجب اسمی هم گذاشته >>> شعری برای تو ... ایشالله این یکی رو تا آخر عمر داشته باشه و دوستای خوب دیگه ای به جمعمون اضافه کنه
. از طلیعه که با وجود مشکلش باز هم کوتاهی نمیکنه و بهمون سر میزنه (هوای یاسی رو هم داشته باش . مثل زینب دو دستی نامزدتو نچسب
خواهر و برادراتو فراموش کنی) . از یاسی که خیییلی تعجب کردم وقتی دیدم اومده و واسم کامنت گذاشته اونم تو این بهبوهه درس و امتحان
. ( یاسی تو هم با طلیعه بساز . همدیگه رو اذیت نکنین ). از زینب سه نقطه که فوق العاده گل کاشت و از بانکوک واسم کامنت گذاشت ظاهرا فونت فارسی هم نداشت فینگلیش تایپ کرده
. و همچنین از همه ی اونایی که واسم کامنت گذاشتن و من نمیتونم بهشون سر بزنم و اونایی که منو فراموش نکردن . خوشبختانه بلاگفا با این سیستمی که گذاشته میشه فهمید کی آپ کرده و چند روزه پیش آپ کرده . البته کار منو راحت کرده . من دیگه وقت خبر کردن ندارم . زحمتش باید بفته رو دوش اونایی که منو فراموش نمیکنن و میان بهم سر میزنن . خیییل یحرفا تو دلم بود که بزنم اما وقتشو ندارم . الآنم که میبینی اینجام و دارم آپ میکنم از اداره جیم زدم . بازم میگم خیلی دلم براتون تنگ میشه . ولی چاره ای نیست . بازم بهتون سر میزنم . واسم دعا کنین یه مدت بود که مشکلاتم حل شده بود . کارام داشت درست میشد که یهو همه چی دذوباره ریخت به هم . واستون دعا میکنم . هر هفته تو امامزاده به یادتونم . شما هم دعام کنین . دیگه باید برم تا به ناهار برسم . مواظب خودتون باشین. خداحافظ تا بعد ![]()
![]()
نوشته شده توسط معشوق تنها در دوشنبه 26 آذر1386 ساعت 12:7 موضوع | لینک ثابت
سلامي دوباره به هم عهدان
خيلي دلم براتون تنگ شده . برا همتون . برا طليعه اي كه تا اينترنت ادارشون وصل بشه رفته
. برا زينبي كه خيلي ازم گله داره
. برا فرزانه اي كه تو اين ماجراي رفت و آمد ما واسه همه سنگ صبور بوده و همچنان ثابت قدم مونده
. البته دليل موندنش چيز ديگست . حالا بگذريم . حالتون خوبه ؟ تو اين مدت ظاهرا اتفاقاي زيادي افتاده . باید واسم بگید اینجا چه خبر بوده . والا خودتون میدونین دیگه .
گرد و غباري كه دلم گرفته ***حوصله ي زير و زبر ندارم
ساقه ي خشكيده ي بيد صبرم *** خم شده و ناي توان نداره
يعني يكي پيدا نميشه از اون *** براي اين خسته خبر بياره
اگه مياد بهش بگين بجنبه *** غصه داره دخل منو مياره
از خوش شانسي ما يكي از اولين بارونهاي سيل آساي پاييزي دقيقا افتاد روز عروسي داداشم اينا
. همه رو برق ميگيره ما رو .....
. بازم خدا رو شكر
. حتما مصلحتي بوده . واسه من كه خيلي خوش نبود عروسي . ولي بعضي چيزاش واسم جالب بود .خيلي خاطر خواه واسم پيدا شد تو عروسي
. خيليا بهم گفتن منم قبول نكردم
. چيكار كنم ديگه ؟!! به قول آقا داماد خوش تيپي هم شده واسه ما دردسر
!!! به هر حال گذشت . از يكشنبه ي هفته ي عروسي خونمون مهمون بوده (البته فاميلا)تا يكشنبه ي بعد از عروسي
. تقريبا يه هفته .چهارشنبه شب سه ساعت خوابيدم . پنج شنبه اصلا نخوابيدم . جمعه هم دو ساعت خوابيدم . از يه طرف صبحها هم اداره ميرفتم
. شانس رو ميبيني يه پنج شنبه رو نرفتم اداره چون خيييييييلي كار داشتم . فكرشو نميكردم استاد بياد . از خوش شانسي من دقيقا همون روز استاد اومد
. بيست روزه دارم ميرم اداره نيومد سر بزنه . دقيقا همين يه روز نرفتم اومد . تا حالا يه نفر ديدين كه اينقدر خوش شانس باشه
؟ حالا خر بيار باقالي بار كن . تا چهار شنبه دنبال استاد دويدم تا آخر تونستم با دو كيلو شيريني راضيش كنم . اونم رولت . اونم از شيريني سراي بزرگ اينجا . كه تو استان مازندران معروفه
. گير داد كه حتما بايد از اونجا باشه . بردم تو كلاس بين بچه ها بهش دادم
. روش نوشتم: « تقديم با عشق به استاد گرانقدر » يكي مي ديد فكر ميكرد استاد خانومه
.اين شد از اين . فعلا چيزي يادم نمياد بگم . اگه باز چيزي هست كه يادم رفته بپرسين تا بگم . هنوز خستگي عروسي تو تنم هست . ديگه بيشتر از اين حرف نزنم بهتره .
مواظب خودتون باشين . ![]()
![]()
عزیزم سلام یه چیزی بیا بی وفا بشیم
دوست دارم که ما یه جور از همدیگه جدا بشیم
فکرشو کردم و گفتم واسه چی دیوونه شیم
بهتره ما هم مثل تموم عاقلا بشیم
میدونی ؟ دیدم نمیشه من و تو با هم باشیم
هر کدوم باید بریم دوباره مبتلا بشیم
ما دو تا اسیر همدیگه شدیم یه جور بد
کاش فراموش کنیم و از دست هم رها بشیم
دور شدیم از حرفای روزای آشناییمون
سخته اما بیا باز مثل غریبه ها بشیم
یه چیزی مثل یه شک منو رها نمیکنه
بیا امشب و من و تو غرق یه دعا بشیم
فکرشو کردی دیگه خدا ما رو دوست نداره
بیا باز بنده های عزیز واسه خدا بشیم
خواستم امتحان کنم تو رو ببینم چی میگی ؟
بیا به هر چی بود تو شعر بی اعتنا بشیم
----------------------------- مریم حیدرزاده -------
نوشته شده توسط معشوق تنها در شنبه 10 آذر1386 ساعت 6:21 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

کاش بیایم برای بی پناها سایبون باشم
با دلای غم گرفته کمی مهربون باشیم
کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها در بشه
مرحمی بشیم که زخم آدما بهتر بشه
کاشکی شاخه ی درخت زندگی رو نشکنیم
گل سرخ و از تو شهر پاک باغچه نکنیم
کاشکی پاک کنیم تموم اشکایی جاریه
رنگ یاسایی کنیم که همیشه بهاریه
کاش با مهربونیمون غصه ها رو کم بکنیم
رشته های عشق و تا همیشه محکم بکنیم
کاش بشینیم پای صحبت اونا که بی کسن
اگه درد و دل کنن به آرزوشون میرسن
کاش تو عصری که همش سنگیه و آهنیه
بگیم از چیزایی که خوبه ولی رفتنیه
کاش هنوز دیر نشده قدر همو خوب بدونیم
نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم
کاشکی این یه جمله هیچ موقع زیادمون نره
آدمی چه بد باشه چه خوب باشه مسافره
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY