وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود *** زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود سلام به خواهرا و برادرای عزیز
و گلم ![]()
. کسی هم به فکر نیست
. بیائید برای دنیا دعا کنیم . برای این جهان و چرخه گردون . به امید روزی که کسی دل غم گرفته ای
نداشته باشه . روزی که همه جا مملوء از عطر خوش محبت و یکرنگی باشه
.

خیلیا از این دنیا دل پر دارن ، از این دلهایی که دیگه به فکر کسی غیر از خود نیستن . از اون اتفاقایی که میتونه بیفته ولی نمیفته
و از اون اتفاقایی که میتونه نیفته ولی میفته
. اینجا دیگه ادامه دادن سخته ، خیییییلی سخت . برای همینه که صبر تو این دنیا تبدیل به یه کلمه تنفر زا شده ، چون هر کی که دنبال راهی برای فرار از مشکلات میگرده تنها راه ممکنه رو صبر میبینه .
پاییز نزدیکه . تا حالا به پاییز فکر کردی ؟ به درسی که میشه ازش گرفت ؟ تو پاییز طبیعت همه چیزشو از دست میده . این یعنی یه مشکل بزرگ . ولی صبر میکنه تا دوباره یه روزی به اوج برسه . دنیا رو خدا ساخته ، نیاز به حرکت نداره ، خود به خود همه چی برمیگرده . ولی ما آدما ....
.
مهتاب یاد من نیفتد
بگویید
شبها
توی سوراخم می خوابم
و صبح ها کنار چاه کوچک
میروم به دنبال پروانه
به خورشید بگویید دنبال من نباشد
اکثرا در سایه ها
تنها هستم
به جست و خیز
باد و برگها نگاه می کنم
دلم را خوش می کنم
که هنوز پاییز است
که هنوز فرصت هست .
نوشته شده توسط معشوق تنها در شنبه 31 شهریور1386 ساعت 2:27 موضوع | لینک ثابت
سلام . حالتون خوبه ؟
والله این آپ صرفا برای اطلاع رسانی و عرض پوزش میباشد و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد . ![]()
قضیه از این قراره که من قرار بود یه سری از عکسای ....
رو آپ کنم براتون . ولی نمیدونم چی شد که کل آپ مربوط به ماه رمضونم حذف شد البته با ۳۰ عدد کامنتی که دوستان گذاشته بودن .
به هر حال تونستم مطلب رو برگردونم . ولی نظرات رو نمایش نمیده . البته نظرات تو بلاگفای من هست .
دیگه شرمنده دیگه
. از کسایی که نظر دادن ممنون خیلی ممنون . نظراتتون رو خوندم و حدالامکان بهشون جوابم دادم .
کار عکسا هم تمومه . خودتون میدونید کجا باید دنبالش بگردین دیگه
. من نگم بهتره . ![]()
به قول یه نفر خوش باشید و خوشی رو به خانواده هاتون هدیه بدید ![]()
![]()
نوشته شده توسط معشوق تنها در دوشنبه 26 شهریور1386 ساعت 13:33 موضوع | لینک ثابت
سلام ......
سلام به ماه مبارك رمضان- ماه غفران و بركات الهي - و ماه ميهماني خدا، سلام به سحرهاي ماه مبارك رمضان؛ به دعاي اللهم اني اسئلك من بهائك بابهاه و ... ؛ به هنگامه افطار و استجابت دعا؛ سلام به شب هاي قدر و زمزمه هاي الغوث الغوث بندگان، سلام هي حتي مطلع الفجر ؛ و سلام به عيد فطر هنگامه استجابت دعا، روزه و نيايش خالصانه به درگاه الهي؛

آري؛ اللهم ان لم تكن غفرت لنا في ما مضي من شعبان، فاغفرلنا في ما بقي منه.
همه با هم صفاي دل و باطن داده و خود را براي ميهماني خدا آماده كنيم؛ آنچنان كه خود را براي رفتن به ميهماني و آغاز بهار آماده مي كنيم. دل را خانه تكاني كنيم و خانه دل را به عطر ذكر و تلاوت قرآن تطهير كرده، با گلاب و مشك صلوات زينت داده و بياراييم.

نوشته شده توسط معشوق تنها در دوشنبه 26 شهریور1386 ساعت 0:38 موضوع | لینک ثابت

سلام به روز انتظار. وقتی که روزهای انتظار رنگ تکرار میگیرن ،آرزوهای ظهور رجعت میکننن. هیچ آرزو کردی کاش برمی گشتیم به روزگاری که پنجره ها این همه نرده و حفاظ نداشت . به زمونه ای که سخن گفتن نیاز به سوگند خوردن نداشت چرا که جز راست بر زبان نمی اومد ... به زمونه ای که اگر چرخ زندگیت خوب نمیچرخید ، همسایه ها هم احساس میکردن که نون از گلویشان پایین نمیره .

شاید تقصیر آسمونه که با این همه نور و سیاهی جلوی چشم ما رو میگیره و نمیزاره که هر شب چشم به هزاران ستاره آن سقف بلند بندازیم و شب به شب حقارت و کوچیکی رو از خودمون دور کنیم تا فردا صبح رفتارمون با دوستامون ، با همسایه های دیوار به دیوارمون و حتی پدر و مادرمون ارباب گونه نباشه ... ؟

غباری که بر روزهای انتظار میشینه رنگ کهنگی به سوالاتم میزنه و سر شکستگی منو در بین اونا بیشتر میکنه که براستی آیا ما وارث اون دلهای پاکی هستیم که سخت ترین بیماریها رو به مدد دعای خالصانه در کنار ضریحی مقدس به شفا مبدل میکرد ؟ آیا ما ادامه ی آدمای نابی هستیم که روزهای جمعه عاشقانه انتظار او را میکشیدن و با اسبی آماده و زین کرده به راه می افتادن به سوی دروازه ی شهر ، تا نشونی باشه از اینکه میدونیم موعود می آد و ما به انتظار اون حتی مرکبش رو با خودمون آوردیم ؟ ماشین ، رایانه ، .... مانع نیست . آنچه مانع هست ، چشمهایی هست که به گناه آلوده شده و زبان هایی که به دروغ عادت کردن . گوشهایی هست که غیبت و تهمت شنیدن و دلهایی که اندیشه ای غیر خدایی دارند .

نوشته شده توسط معشوق تنها در چهارشنبه 7 شهریور1386 ساعت 5:5 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

کاش بیایم برای بی پناها سایبون باشم
با دلای غم گرفته کمی مهربون باشیم
کاش یه کاری بکنیم که خستگی ها در بشه
مرحمی بشیم که زخم آدما بهتر بشه
کاشکی شاخه ی درخت زندگی رو نشکنیم
گل سرخ و از تو شهر پاک باغچه نکنیم
کاشکی پاک کنیم تموم اشکایی جاریه
رنگ یاسایی کنیم که همیشه بهاریه
کاش با مهربونیمون غصه ها رو کم بکنیم
رشته های عشق و تا همیشه محکم بکنیم
کاش بشینیم پای صحبت اونا که بی کسن
اگه درد و دل کنن به آرزوشون میرسن
کاش تو عصری که همش سنگیه و آهنیه
بگیم از چیزایی که خوبه ولی رفتنیه
کاش هنوز دیر نشده قدر همو خوب بدونیم
نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم
کاشکی این یه جمله هیچ موقع زیادمون نره
آدمی چه بد باشه چه خوب باشه مسافره
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY