تبليغاتX
سلام بهونه قشنگ من براي زندگي کاش در دهکده عشق فراوانی بود

معشوق تنها

آری ستاره ی من میدرخشد...

از کجا شروع کنم ؟
براي گفتن داستاني که نهايت بزرگي عشق را نشان ميدهد
داستاني شيرين از عشق که عمرش از درياها نيز بيشتر است
حقيقتي ساده درباره عشقي که او به من هديه کرد
از کجا شروع کنم ؟
با اولين سلامش معناي جديدي به جهان پوچ من داد که در آن هيچ تکرار
و علاقه ديگري نبود
او به زندگي من پا گذاشت و آن را شيرين کرد او قلب مرا پر کرد...
او قلب مرا با چيزهاي خاص پر کرد با آواز فرشته ها
با تصوراتي حاصل از اشتياق و علاقه زياد
و روح مرا با انبوهي ازعشق پر کرد، براي همين هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند
با وجود همراهي او چه کسي تنها خواهد ماند ؟!
و هر وقت در جستجوي دستان او باشم او در کنار من است
چه مدت ممکن است از اين عشق گذشته باشد ؟
آيا مي توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟
من هم اکنون هيچ جوابي ندارم اما همين قدر مي توانم بگويم که....
مي دانم به او احتياج دارم تا زماني که ستاره ها مي درخشند
و او آنجاست.....

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نمیدونم چرا این متن رو آپ کردم ؟ واسه خودم که جالبه چرا از میون نوشته ها و داستانها و متنهایی که داشتم اینو انتخاب کردم ؟

شاید این متن ها باعث شده بود که همه منو یه جوره دیگه تصور کرده بودن . اینگاری یه جور تناقض وجود داره .

یه سوال : تا حالا به این فکر کردی که چرا از تو این همه نام کاربری (( معشوق تنها )) رو انتخاب کردم ؟ اصلا معنیش چیه ؟ مگه میشه که یه نفر معشوق باشه ولی تنها باشه ؟ حتما میخندید  

 تا حالا به کلمه معشوق تنها نگاه میکردم و از کنارش رد میشدم . نمیخواستم بهش فکر کنم ولی امروز این کارو کردم .

وقتی یهو دلم خواست که برم ساحل ولی کسی نبود که همرام بیاد . وقتی به خیلیا زنگ زدم ولی اون جوابی که میخواستمو از هیچ کس نگرفتم مجبور شدم و بشینم به کلمه معشوق تنها فکر کنم .

فکر میکنین نتیجه فکرم چی شد ؟

نکند که خواب باشم

-------------------------------------------------------------------------------------------

سلام به همه دوستان وعزیزان و همراهان همیشگی معشوق تنها .

من فکر میکنم تو آپ بیوگرافیم گفته بودم که خواهرم به خاطر کار شوهرش تو بندر لینگه (هرمزگان) زندگی میکنن . الان یه دو هفته ای میشد اومده بودن اینجا . امروز صبح زود قرار شد برگردن . دیشب بهم گفتن که وقتی داشتن میومدن واسه برگشت بلیط سه نفر رو رزرو کردن و قصدشون من بودم . آخه شما بگین آدم اینطوری خبر میده ؟

خلاصه من قبول نکردم و همه ریختن رو سرم . آخه دیشب تولد داداشم بود خیلیا اینجا بودن . یعنی باورتون نمیشه یه ملتی ریختن رو سرم . منم کلی کلاس گذاشتم واسشون و فقط حرف خودمو میزدم . آخه الان مرداد ماهه . همتون میدونید که جنوب رفتن تو این ماه یعنی اشتباه محض . اونجا اینقد گرمه که نمیتونی از در خونه بری بیرون . یه خورده که فکر کردم دیدم من اگه اینجا هم باشم فایده ای نداره . اونجا هم برم فاید ای نداره . لااقل اونجا یه تفریحی میشه . یه آب و هوایی عوض میشه . آخه اینجا الآن داره بارون میاد . ولی اونجا ... .

خلاصه همه این حرفا رو میدونید واسه چی زدم دیگه. میخوام بهونه بیارم که یه چند وقتی اگه نیومدم ناراحت نشید . منو ببخشید . و از این حرفا دیگه . شرمنده دیگه بزرگتراش ما رو ببخشن . کوچیک کوچیکتراشم هستم . سعی میکنم از اونجا یه کامپیوتری یه کافی نتی چیزی گیر بیارم بهتون سر بزنم . آخه اصلا معلوم نیست چند روز بخوام بمونم . شاید یهو یه ماه موندم شاید یه هفته دیگه بر گشتم . خلاصه چون یهویی شد مجبور شدم بیام اینقد حرف بزنم.

ضمنا تولد عشق آبجی فرزانه رو هم به خودش هم به عشقش تبریک میگم . حالا یه کار کوچولو هست که وقتی برگشتم یا اگه شد همونجا ایشالله با آبجی تصفیه میکنم .

خیلی دلم برا همتون تنگ میشه (مخصوصا بعضیا... ) یه خبر بد : سعی میکنم زودتر برگردم . خدانگهدار همتون .


 

نوشته شده توسط معشوق تنها در یکشنبه 24 تیر1386 ساعت 19:9 موضوع | لینک ثابت


تو را من چشم در راهم شباهنگام

سلام به تو عزیز گرامی و همراه همیشگی این وبلاگ

یه خورده اعتراضات برای تاخیر آپم زیاد شده بود . پیغامهایی حاوی این جملات »»» ( یه هفته نیستی ؟ ) (کجایی ؟) ( ای تنبل چرا آپ نمیکنی ؟) ( خیلی وقت از آپ قبلیت گذشته ) ( ... ) واسم اومده بود .

من که تو آپ قبلیم گفتم دارم میرم سفر و یه مدتی نیستم . نمیدونم این حرفا دیگه واسه چی بود ؟ به هر حال واسه همتون دعا کردم . اگه بگم خیلی خوب بود و خوش گذشت دروغ گفتم . ولی بد نبود . بالاخره بعد 8 سال خاله ی نداشتمو دیدم . از این بابت خیلی خوشحالم .

روشن است آتش درون شب

وز پس دودش

طرحي از ويرانه هاي دور.

گر به گوش آيد صدايي خشك:

استخوان مرده مي لغزد درون گور.

دير گاهي ماند اجاقم سرد

و چراغم بي نصيب از نور.

آتشی در شب

خواب دربان را به راهي برد.

بي صدا آمد كسي از در،

در سياهي آتشي افروخت.

بي خبر اما

كه نگاهي در تماشا سوخت.

گر چه مي دانم كه چشمي راه دارد بافسون شب،

ليك مي بينم ز روزن هاي خوابي خوش :

آتشي روشن درون شب

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط معشوق تنها در یکشنبه 17 تیر1386 ساعت 3:56 موضوع | لینک ثابت


خبرنامه

سلام عرض ميكنم خدمت بزرگواران عرصه online

با احترام فراوان خدمت همگي و عرض سر سلامت

بايد خدمت حضور انورتان عرض بنمايم كه آزمون اول تابستان ما نيز به پايان رسيد . به حول و قوه الهي اگر خدا بخواهد تعداد دروسي كه تا اين لحظه نتيجه ي اوراقش منتشر شده بنده را سرافراز كرده . بايد در انتظار ساير اوراق امورات بگذرانيم . موضوع اول بر اين منوال بود .

                                امتحانات پايان ترم

و اما بحث دوم مذاكرات بر اين پايه استوار است كه گويا امروز برگزاري آزمون ورودي دانشكده ها را خواهيم داشت كه امروزيان نام اين آزمون را كنكور ناميدند . بنده به نوبه ي خود براي تمامي آزمون دهندگان آرزوي سرافرازي و شادكامي مينمايم   

           كنكور

بحث بعدي را اختصاص ميدهيم به مقوله ي آميزش يكي از مواد سوختي كشور به سهام . سهميه بندي سوختي كه علم آن را بنزين ناميد امروزه به سرفصل صحبت اكثر افراد جامعه مبدل شذه . همين امر نيز باعث شده كه سفر اخير ما در پاره اي از ابهامات باقي بماند . امام رضا (ع) ما را طلبيده بود كه گويي پشيمان شده . ما همواره تابع مصلحت خدا و اهل بيتش ميباشيم . انشاالله اگر خدا بخواهد ما در اواسط دهه آينده به پابوس امام رضا (ع) مشرف ميشويم .

              امام رضا (ع)

سرفصل بعدي بحث ما در مورد يكي از قديمي هاي موسيقي و مطربه اي است كه چشم از دنيا بر بست . طبق اخبار ضدالنقيضي كه در اين چند روز انتشار يافته ، خانوم مهستي دار فاني را وداع گفت و به ديار باقي شتافت . البته خدمت بزرگوارن محض اطلاع عرض نمايم كه بنده به شخصه علاقه چنداني به صداي ايشان نداشتم . البته نه فقط شخص ايشان ؛ بلكه به صداي خانوم هاي خواننده كه ترانه اجرا ميكنند . ولي براي اداي احترام به اين خواننده ي بزرگ از اشعارش برگزيده اي را به نگارش در آوردم كه پيشكش شما عزيزان مينمايم

           مهستي             مهستي

هيچكي از رفتن من غصه نخورد *** هيچكي با موندن من شاد نشد .

وقتي رفتم كسي قلبش نگرفت *** بغض هيچ آدمي فرياد نشد

وقتي رفتم كسي غصش نگرفت *** وقتي رفتم كسي بدرقم نكرد

دل من ميخواست تلافي بكنه ***‌ پس چشم هيچ كسي عاشقم نكرد

وقتي رفتم نه كه بارون نگرفت *** هوا صاف و خيلي هم آفتابي بود

اگه شب ميرفتمو خورشيد نبود *** آسمون خوب ميدونم مهتابي بود

دم رفتن كسي گفت : سفر بخير *** كه واسم غريب و ناشناخته بود

اما اون وقتي رسيد كه قلب من *** همه آرزوهاشو باخته بود

چهره ي هيچ كسي پژمرده نبود *** گلها اما همه پژمرده بودن

كسايي كه واسشون مهم بودن *** همه شايد يه چوري مرده بودن

                                                       مهستي ( آلبوم سال 84 )

مقوله هاي ديگر در خاطر اينجانب نميگنجد . تا آينده اي نزديك همه شما را در پناه يزدان به او ميسپارم . پاينده و جاويد باشيد . 

 ( مدل نوشتاري رو داشتين ؟  آخر هخامنشيان بود )


 

نوشته شده توسط معشوق تنها در پنجشنبه 7 تیر1386 ساعت 3:5 موضوع | لینک ثابت


کد آهنگ در موزیک رضا

کد آهنگ در موزیک رضا

click here for Add


به وبلاگ خودت خوش اومدي